تبلیغات
میخواهم رها باشم - من و دل

من و دل

من و دل امده بودیم به مهمانی تو

هر دو لبریز غزل غرق گل افشانی تو

دلکم عرض ادب کرد و همان گوشه نشست

من همه محو دل و او همه حیرانی تو

شب شعری که به پا بود و در ان صبح لطیف

برد ما را به شب خیس و غزل خوانی تو

من دچار تو شدم وقتی نگاهم کردی

دل گرفتار همان موسم بارانی بود

چشم تو خلوت خوبی هاست اگر بگذارند



[ شنبه 14 اسفند 1389 ] [ 04:52 ب.ظ ] [ رها ] [ نظرات() ]