تبلیغات
میخواهم رها باشم - دستهایم اتش گرفت . . .

دستهایم اتش گرفت . . .

ناگهان دیدم سرم اتش گرفت ...
سوختم
خاکسترم اتش گرفت
از سرم خواب زمستانی پرید
اب در چشم ترم اتش گرفت . .
چشم وا کردم سکوتم اب شد
چشم بستم
 بسترم اتش گرفت
نامی از یاد تو امد بر زبان
دستهایم
دفترم اتش گرفت . . .


[ جمعه 29 مهر 1390 ] [ 03:27 ب.ظ ] [ رها ] [ نظرات() ]