تبلیغات
میخواهم رها باشم

قدر

شبای قدر من و فراموش نکن 

فراموش نکن واسم دعا کن ...



[ سه شنبه 16 تیر 1394 ] [ 11:32 ق.ظ ] [ رها ] [ نظرات() ]

برگرد

دلم تنگه 4 سال پیشه ...

برگرد .... خواهش میکنم خدایا برمگردون 


[ دوشنبه 11 خرداد 1394 ] [ 11:43 ب.ظ ] [ رها ] [ نظرات() ]

دلم تنگه

مانند کودکی که بی پناه است

احساس ترس میکنم

مانند کسی که تنها فرد زندگیش را قبل از سال نو از دست داد

میترسم....

از کسی که سر پناهم را ازم گرفت...


[ یکشنبه 3 خرداد 1394 ] [ 09:09 ب.ظ ] [ رها ] [ نظرات() ]

گم شده

به من گفت برو گورِت رو گم کن …
    و حالا هر روز با گریه به دنبال قبر من می گردد !
    کاش آرام پیش خودت و زیر زبانی می گفتی :
    “زبانم لال !”


[ جمعه 18 اردیبهشت 1394 ] [ 01:11 ب.ظ ] [ رها ] [ نظرات() ]

...

منو به حال من رهــــــــــا نکن 

اگه هنـــــــوزم عاشق منــی به داد هر دومون بــــــرس ...




[ شنبه 12 اردیبهشت 1394 ] [ 07:50 ب.ظ ] [ رها ] [ نظرات() ]

هنوزم

هنوزم همونم یکم مبتلاتر 

هنوزم همونی یکم بی وفا تر 

یکم بی وفا و یه عالم غریبه دل نیمه جونم 

هنوزم غریبه....


[ پنجشنبه 10 اردیبهشت 1394 ] [ 08:51 ق.ظ ] [ رها ] [ نظرات() ]

حرف دل


انکار نکن...!


تو هم روزی ع ا ش ق میشوی...مثل من...


تو هم روزی میفهمی نگاه کردن در چشمانش چه حالیــــ دارد...


میفهمیــــ طعم این بی احساسیــــ ها را...


طعم این او را داشتن ها را...طعم این بی محلیــــ ها را...


تو هم روزیـــــ خیانتــــ میبینیـــ...تنها میشویــــ...مثل من...


آدمیــم!اما منـــ و تو هیچوقت به هم نمیرسیمـــ....


منـــ و تو حالا از دو کوه هم سخت تریم در رسیدن به همــــ...!!!


من چشم ندارم تو را ببینمــــ و تو از منــ هم کورتری...!


این تفاهم حالمـــ را بد میکند...


اما الان هرچه هستیم یادت نرود قبلا چگونه بودیم...


برای آن روزهایی که هیچوقت برنمیگردد کلمه یادش بخیر کافیست...


یادش بخیر نگــاهمـــ که میکردی نگاهت ک میکردم...دیگر همه چیز بی معنی بود


جز تو،جز چشمانت،جز عشق...


اما حالا همه چیز معنی دارد جز تو .جز چشمانت .جز عشق...


خدایـا!از ما که گذشت!اما نگذار عشقی تبدیل به نفرت شود ک اگر شود...


دنیا هم عاشقش شود باز هم بی احساسیــ موج میزند...


اما تو هنوز ماندی...تو هم روزی میفهمی جواب دوستت دارم را که زوری میدهد


چ حالی دارد...


میفهمی حس ک نداشته باشد چ احساسی ب ت دست میدهد...!


تـــــــو...


تو با من کم بازی نکردی...اما من ب تو نگاه کردم!


برو جوابت را همان دنیایی بدهد که خوب میداند چه دنیایی به تو بدهد...


برو!...


جوابت را همان خدایی بدهد ک ریتم اشک هایم را حفظ است...


فقط اگر جوابت را گرفتـیــــ دیگر سمت من نیـــا...


چون ن دیگر حوصله ی سوال دارم ن جواب و ن حتی بازی واقعیـــ!....


برو اگر وجدانت گداشت خوشبخت باش...




[ چهارشنبه 2 اردیبهشت 1394 ] [ 12:52 ب.ظ ] [ رها ] [ نظرات() ]

دلتنگی

هِــــــــی فِلـــــانی!

هَــر از گــــــــــــــــــاهی زَنگـــــی بِزَن

سُــــــراغی بِگـــــیر

پَیــــــــــامی بِده

احوالــــــی بِـــپُرس...

خِیلی نَگــــذشته از روزهایی کــِ

"عَزیز"  دلـــــت بودَم....




[ چهارشنبه 2 اردیبهشت 1394 ] [ 11:30 ق.ظ ] [ رها ] [ نظرات() ]

عشق اصیل

دلم را به دلت گره میزنم ...
یکی زیر...
یکی روو...
مادربزرگم می گفت :
"قالـــــــــــی دســـت بــاف 
مـــــــــــــــرگ ندارد"...


[ جمعه 28 فروردین 1394 ] [ 08:33 ب.ظ ] [ رها ] [ نظرات() ]

خاطرات

سر درد 

یعنی ..

یه خاطره ای داره توو مغزت خون ریزی میکنه...(!)


[ پنجشنبه 27 فروردین 1394 ] [ 08:42 ق.ظ ] [ رها ] [ نظرات() ]

خدا

گفتم خدای من هوامو داره .. تو لبخند میزنی و میگویی اگر خدای تو هوایت را داشت به این درد ها دچار نمیشدی
بغضی در گلویم شروع به رشد کرد 
نگاهی به اسمان انداختم اشک هایم سرازیر شد
راست میگفت 
در دلم گفتم خدایا دیگر جوابی ندارم که بدهم ! حق با اوست 
نگاهم را از اسمان گرفتم 
گفت چه شد ؟ خدایت جوابت را نداد ؟
اشک هایم را پاک کردم و از او جدا شدم
تمام مسیر ذهنم مشغول بود که واقعا خدا حواسش به من نیست....
پس چرا من بنده ی برگزیده ی او بودم
در ذهنم کلماتی شکل گرفت انگار که با خودم حرف میزم
_گاهی انسان باید اشتباه کند باید راه درست را از بی راهه تشخیص دهد  خدای تو همیشه هست هوای تورا دارد نترس از حرف هایی که تمامش بی اساس است
مگر بار ها بهت ثابت نکرده مگر بارها با فکر کردن به او ارام نشدی
مگر پس از هر اشتباهی راهی برای جبرانش جلوی پاهایت قرار نداده است  
پس نترس تو خدایت را داری تو هنوز هم بنده ی او به حساب میایی هنوز هم تورا دوست دارد هنوزم هوایت را دارد 
هنوز هم تو بنده ی خاص خدایی
و به عزیزی خدا عزیز خواهی شد ...._
ارام گرفتم باز به اسمان چشم دوختم 
حق با اوست خدایا ممنون از بودنت 
خدایا شکرت برای تمام اتفاق هایی در زندگیم افتاد
تو هنوزم تکیه گاه محکم زندگیه منی ....





[ شنبه 22 فروردین 1394 ] [ 10:21 ق.ظ ] [ رها ] [ نظرات() ]

نزار فراموشت کنم

من و تو میدونیم این کوچه بن بسته ....

چشمات داره از یادم میره 

تو سینه جاشو غصه میگیره... :((((((((((((((((


[ یکشنبه 10 اسفند 1393 ] [ 12:03 ب.ظ ] [ رها ] [ نظرات() ]

اهنگ ^_____^

مــــن ارامــش زندگیمـو به چشـــــــــــمات مدیونـــــــم..





تو میگفتی به خاطر من حـــــــــــتی میگذری از همه دنیات

 من میمردم وقتی فکر میکردم حتی یه روز نباشــــــــــــــــم توو رویات






چشـــم انتظار من نباش سفر تمومی نداره

عمر خوشیه من و تو دیــــــگه دوومی نداره

تورو خدا با گریه هات دیگه پشیمونم نکــــــن میون اغوش خودت دوباره پنهونم نکن ....





تو خیـــال کردی بری دلم برات تنگ میشه

نمیدونستی دلم به ســــــختیه سنگ میشه

فکر نکردی میتونم تورو فرامـــــوش کنم

مث بادی بوزم شعلتو خامــــــــوش کنم ....


[ دوشنبه 13 بهمن 1393 ] [ 11:39 ق.ظ ] [ رها ] [ نظرات() ]

دانشگاه خر است :|

سلام امروز انتخاب واحد داشتم :|
یعنی اینقدر حرص خوردم که حد نداره :|
همه ی ظرفیتا پر شده بود :| و من مونده بودم پبکار کنم
یه ساعت وایسادیم تا باز ظرفیت دادن
اخرشم یه ساعتای مسخرور خالی کردن واسمون :| ساعت 6 عصر تا 8 شب اصن نمیدونم په جوری برگردم خونه :|
فکر کنم تا برسم ساعت  شبه :|
و در اخر به بدبختی 14 واحد برداشتم
اینم از امروز من :|


[ پنجشنبه 9 بهمن 1393 ] [ 01:44 ب.ظ ] [ رها ] [ نظرات() ]

رفتم

رفتم مــــــــرا ببــــــخش مگـــــــو او وفا نـــــــداشت ...

راهـی به جـز گریز برایم نمـــــانده بود

من عــــــــــــاشـــــــــق تو بـودم

اما تو عشــــــــــــقم را بـــــــــــاور نکردی



[ چهارشنبه 8 بهمن 1393 ] [ 11:38 ب.ظ ] [ رها ] [ نظرات() ]

هوایم را داشته باش

هوایـــم را داشته بــــــاش

مـــــن خودم را به بــــاد داده ام بـــــــــــرای تـــــــــــو !

تمـــــــــــام پل های پشــــــــــــت ســـــــرم را خـــــــراب کـــــــرده ام..

وتمام راه هـــــــــایی را که مــــــــرا به گذشته ی بی تــــــــــــــــــــــــــو میبرد

نه قصــــــــــد برگشـت دارم

نـــــــــــــــه میتوانم به جایی بازگـــــــردم که آنجا نبــــــــــوده ای !



[ سه شنبه 7 بهمن 1393 ] [ 12:52 ب.ظ ] [ رها ] [ نظرات() ]

فقط حرف..

دلم میخواد کلی بنویسم از همه چی از همه جا ..... چی شد رسیدیم به اینجا ...چرا واقعا

دلتنگم .. دلتنگی که هیچ وقت رفع نمیشه ....

چقدر عوض شد همه چی .... چقدر نا خواسته بود .... و چه زود تموم شد خب حرف بسه ...

**********************************************************

دستای تو حـــــــق مـــــنــه .. حق مــــــــــــــنو کـــف دســتم بزار..


[ دوشنبه 6 بهمن 1393 ] [ 09:13 ب.ظ ] [ رها ] [ نظرات() ]

من اومدم

سلام به همگی بعد از مدت طولانی اومدم....
یه شخصی ازم خواسته بود که اینجارو یادم نره
تقریبا سه سال گذشت از اخرین باری ک اومدم
نمیدونم اون شخص کیه اما با اون cm که واسم گذاشته بود  بهم نا خود اگاه ارامش داد.....
عجیبه نه؟؟
اگه بازم اومدی به وبلاگم واسم cm بذار منتظرم ..
.
ممنون از همه ...که فراموشم نکردن



[ دوشنبه 6 بهمن 1393 ] [ 12:50 ب.ظ ] [ رها ] [ نظرات() ]

‏!

سلام به همه دوستای گلم ببخشید من دوست دارم بیام بهتون سر بزنم ولی وضع اینترنتم خرابه معذرت میخوام میام سر میزنم ولی سخته به روز کنم دوستون دارم تا بعد بای
گاهی وقتا باید گفت من چشم میگذارم تو فقط گم شو ...

[ دوشنبه 23 مرداد 1391 ] [ 02:35 ق.ظ ] [ رها ] [ نظرات() ]

......

وقتی دلتنگ شدی به یاد بیار کسی رو که خیلی دوست داره.
وقتی ناامید شدی به یاد بیار کسی رو که تنها امیدش تویی
 وقتی پر از سکوت شدی به یاد بیار کسی رو که به صدات محتاجه
 وقتی دلت خواست از غصه بشکنه به یاد بیار کسی رو که توی دلت یه کلبه ساخته.
 وقتی چشمات تهی از تصویرم شد به یاد بیار کسی رو که حتی توی عکسش بهت لبخند میزنه.
 وقتی به انگشتات نگاه کردی به یاد بیار کسی رو که دستای ظریفش لای انگشتات گم میشد
 وقتی شونه هات خسته شد به یاد بیار کسی رو که هق هق گریش اونها رو می لرزوند


[ یکشنبه 15 مرداد 1391 ] [ 03:43 ب.ظ ] [ رها ] [ نظرات() ]

من اومدم ..........

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

من اومدم با یه عالمه دل تنگی دلم واسه همتون یه ذره شده

ممنون از کسایی که تنهام نذاشتن



[ یکشنبه 15 مرداد 1391 ] [ 03:29 ب.ظ ] [ رها ] [ نظرات() ]

تو میپرسی . . .

میپرسند حال و احوالت چطور است

میگویم روزگارم عالی است برای

سوختن

برای نابودی  . . . .



[ چهارشنبه 10 اسفند 1390 ] [ 09:04 ب.ظ ] [ رها ] [ نظرات() ]

عاشق. . .

عاشق میگوید

مهم نیست معشوق کجا و چه هنگام به

سراغم می اید

مهم این است که وقتی می اید

من انجا باشم . . .



[ دوشنبه 1 اسفند 1390 ] [ 09:21 ب.ظ ] [ رها ] [ نظرات() ]

vaghean khodafez

(..')/ ('..)
.\/. = .\█/.
_| |_ _| |_


═╬
═╬
╬═
═╬
╬═
═╬
╬═
═╬

salam delam nayomad bi khoda fezi beram

delam vasatoon tang mishe ye shomare mizaram vasatoon albate toye

 edame matlab va ramz daram hast taghriban be hamey kasai ke too

linkaman

 midam ramzeshi age nadam mitonin az dokhtari az jense shab begirid

too linkam hast

dosetoon daram ta bad bye


"ادامه مطلب
[ پنجشنبه 29 دی 1390 ] [ 01:30 ب.ظ ] [ رها ] [ نظرات() ]

happy BIRTHDAY my B.F.F

 

تولد تولد تولدت مبارک

File:Birthday candles.jpg

زندگیت را با لبخند هایت نگاه کن نه با اشکهایت

سالهای عمرت با با دوستانت بشمار نه با  تعداد شمع های روی کیک تولدت

 

تو هیچی کم نداری؛
برای همه چیز من بودن
تولدت مبارک

 

 

سلامتی رفیقایی که از پله نامردی رد نمیشن ولی تو دریای مردونگی غرق میشن

تولد جاودانه ترین اختر تابناک آسمان رفاقت مبارک

 

 

'happy-birthday-85.gif

لحظه های هستی من از تو پر شده ست
در تمام روز
در تمام شب
در تمام هفته
…در تمام ماه
در فضای خانه .. کوچه .. راه
در هوا .. زمین .. درخت .. سبزه .. آب
در خطوط در هم کتاب
در دیار نیلگون خواب

خوب خوب نازنین من
.
.
.
تولدت مبارک

'happy-birthday-82.gif

عزیز دلم تولدت را تبریک می گویم و دعاگویم مزرعه ی زندگی ات همواره پر از محصول موفقیت و بردباری باشد.

'happy-birthday-83.gif

تولدت مبارک



[ شنبه 24 دی 1390 ] [ 06:51 ب.ظ ] [ رها ] [ نظرات() ]

BYE BYE

SALAM

ba arze sharmanedigiye faravan bayad begam  KE . . . .ta

chand vaght Dg

 nemitonam up konam chon aslan dastresi be internet nadaram

delam vasatoo Tang mishe

tanham nazarin chon be zoodi bar migardam

movazebe khodetoon bashin

 in upamo taghdim mikonam be hamastoon

hamatono dost daram boooooooooooooooooooos

خدایا به خاطر تمام چیزهایی که دادی

ندادی

دادی و پس گرفتی

ندادی بعدا دادی

ندادی بعدا می خوای بدی

دادی بعدا می خوای پس بگیری

داده بودی و پس گرفته بودی

اگه بدی پس می گیری

پس گرفتی بعدا می خوای بدی

نداده بودی فکر می کردم دادی و پس گرفتی

خلاصه خدا جون سرتو درد نمیارم به خاطر همه چیز شکر!!!

BEY



[ پنجشنبه 22 دی 1390 ] [ 11:43 ب.ظ ] [ رها ] [ نظرات() ]

یکی را دوست دارم . . .

یکی را دوست میدارم . . .

یکی را دوست میدارم ولی او باور ندارد؛

یکی را دوست میدارم همان کسی که شب و روز به یادش هستم

و لحظات سرد زندگی را با گرمای عشق او میگذرانم...

کسی را دوست میدارم که میدانم هیچگاه به او نخواهم رسید و هیچگاه نمیتوانم

دستانش را بفشارم...

 

یکی را دوست میدارم ، بیشتر از هر کسی ، همان کسی که مرا اسیر قلبش کرد!

یکی را دوست میدارم ، که میدانم او دیگر برایم یکی نیست ،

او برایم یک دنیاست! یکی را برای همیشه دوست میدارم ،

کسی که هرگز باور نکرد عشق مرا  کسی که هرگز اشکهایم را ندید و ندید

که چگونه از غم دوری و دلتنگی اش پریشانم./

یکی را تا ابد دوست میدارم ، کسی که هیچگاه درد دلم را نفهمید

و ندانست که او در این دنیا تنها کسی است که در قلبم نشسته است !

 

یکی را در قلب خویش عاشقانه دوست میدارم ،

کسی که نگاه عاشقانه مرا ندید و لحظه ای که به او لبخند زدم

نگاهش به سوی دیگری بود.

 

آری یکی را از ته دل صادقانه دوست میدارم ، کسی که لحظه ای به پشت سرش نگاه

نکرد که من چگونه عاشقانه به دنبال او میروم

کسی را دوست میدارم که برای من بهترین است ، از بی وفایی هایش که بگذرم

برای من عزیزترین است...

یکی را دوست میدارم ولی او هرگز این دوست داشتن را باور نکرد،

نمیداند که چقدر دوستش دارم ، نمی فهمد که او تمام زندگی ام است،

یکی را با همین قلب شکسته ام ، با تمام احساساتم ، بی بهانه دوست میدارم،

کسی که با وجود اینکه قلبم را شکست اما هنوز هم در این قلب شکسته ام جا دارد؛

یکی را بیشتر از همه کس دوست میدارم ، کسی که حتی مرا کمتر از هر کسی نیز

                                      دوست نمیدارد؛

یکی را دوست میدارم...

با اینکه این دوست داشتن دیوانگیست اما...

              من دیوانه تنها او را دوست میدارم



[ سه شنبه 20 دی 1390 ] [ 08:06 ب.ظ ] [ رها ] [ نظرات() ]

شما

نه عزیز دل من

قرار نیست اتفاق خاصی بیفتد !

فقط من و تو از این به بعد

همدیگر را "شما "

خطاب خواهیم کرد . . .



[ دوشنبه 19 دی 1390 ] [ 06:38 ب.ظ ] [ رها ] [ نظرات() ]

تو . . .

سطر هایی که مینویسم مخلوق ذهن خودم هستند  . .

چند وقت پیش امدند ,ساده و بی تکلف . .

درست مثل تو وارد دنیای من شدند

انقدر واژه ها را مزه مزه میکنم که تمام وجودم

طعمشان را به خود میگیرند

آنقدر مرورت میکنم هر روز و هر لحظه  . .  .

کوه در شانه هایت خلاصه میشود . . .

خورشید در عمق نگاهت

امید در روزگار چشم هایت . . .

و صبر . . . در تو

و بیقراری  . . . در من

دوستت دارم مفهوم خوشایندی است . . .



[ یکشنبه 18 دی 1390 ] [ 09:15 ب.ظ ] [ رها ] [ نظرات() ]

من خورشید را میخواهم

در را باز میکنیم  . . .

یک عالمه شب میخورد توی صورتمان !

میگویم شمع را روشن کنم یا لامپ را

میگویی خورشید لطفا  . . .




[ یکشنبه 18 دی 1390 ] [ 09:08 ب.ظ ] [ رها ] [ نظرات() ]