تبلیغات
میخواهم رها باشم

حرف دل


انکار نکن...!


تو هم روزی ع ا ش ق میشوی...مثل من...


تو هم روزی میفهمی نگاه کردن در چشمانش چه حالیــــ دارد...


میفهمیــــ طعم این بی احساسیــــ ها را...


طعم این او را داشتن ها را...طعم این بی محلیــــ ها را...


تو هم روزیـــــ خیانتــــ میبینیـــ...تنها میشویــــ...مثل من...


آدمیــم!اما منـــ و تو هیچوقت به هم نمیرسیمـــ....


منـــ و تو حالا از دو کوه هم سخت تریم در رسیدن به همــــ...!!!


من چشم ندارم تو را ببینمــــ و تو از منــ هم کورتری...!


این تفاهم حالمـــ را بد میکند...


اما الان هرچه هستیم یادت نرود قبلا چگونه بودیم...


برای آن روزهایی که هیچوقت برنمیگردد کلمه یادش بخیر کافیست...


یادش بخیر نگــاهمـــ که میکردی نگاهت ک میکردم...دیگر همه چیز بی معنی بود


جز تو،جز چشمانت،جز عشق...


اما حالا همه چیز معنی دارد جز تو .جز چشمانت .جز عشق...


خدایـا!از ما که گذشت!اما نگذار عشقی تبدیل به نفرت شود ک اگر شود...


دنیا هم عاشقش شود باز هم بی احساسیــ موج میزند...


اما تو هنوز ماندی...تو هم روزی میفهمی جواب دوستت دارم را که زوری میدهد


چ حالی دارد...


میفهمی حس ک نداشته باشد چ احساسی ب ت دست میدهد...!


تـــــــو...


تو با من کم بازی نکردی...اما من ب تو نگاه کردم!


برو جوابت را همان دنیایی بدهد که خوب میداند چه دنیایی به تو بدهد...


برو!...


جوابت را همان خدایی بدهد ک ریتم اشک هایم را حفظ است...


فقط اگر جوابت را گرفتـیــــ دیگر سمت من نیـــا...


چون ن دیگر حوصله ی سوال دارم ن جواب و ن حتی بازی واقعیـــ!....


برو اگر وجدانت گداشت خوشبخت باش...




[ چهارشنبه 2 اردیبهشت 1394 ] [ 12:52 ب.ظ ] [ رها ]

دلتنگی

هِــــــــی فِلـــــانی!

هَــر از گــــــــــــــــــاهی زَنگـــــی بِزَن

سُــــــراغی بِگـــــیر

پَیــــــــــامی بِده

احوالــــــی بِـــپُرس...

خِیلی نَگــــذشته از روزهایی کــِ

"عَزیز"  دلـــــت بودَم....




[ چهارشنبه 2 اردیبهشت 1394 ] [ 11:30 ق.ظ ] [ رها ]

عشق اصیل

دلم را به دلت گره میزنم ...
یکی زیر...
یکی روو...
مادربزرگم می گفت :
"قالـــــــــــی دســـت بــاف 
مـــــــــــــــرگ ندارد"...


[ جمعه 28 فروردین 1394 ] [ 08:33 ب.ظ ] [ رها ]

خاطرات

سر درد 

یعنی ..

یه خاطره ای داره توو مغزت خون ریزی میکنه...(!)


[ پنجشنبه 27 فروردین 1394 ] [ 08:42 ق.ظ ] [ رها ]

خدا

گفتم خدای من هوامو داره .. تو لبخند میزنی و میگویی اگر خدای تو هوایت را داشت به این درد ها دچار نمیشدی
بغضی در گلویم شروع به رشد کرد 
نگاهی به اسمان انداختم اشک هایم سرازیر شد
راست میگفت 
در دلم گفتم خدایا دیگر جوابی ندارم که بدهم ! حق با اوست 
نگاهم را از اسمان گرفتم 
گفت چه شد ؟ خدایت جوابت را نداد ؟
اشک هایم را پاک کردم و از او جدا شدم
تمام مسیر ذهنم مشغول بود که واقعا خدا حواسش به من نیست....
پس چرا من بنده ی برگزیده ی او بودم
در ذهنم کلماتی شکل گرفت انگار که با خودم حرف میزم
_گاهی انسان باید اشتباه کند باید راه درست را از بی راهه تشخیص دهد  خدای تو همیشه هست هوای تورا دارد نترس از حرف هایی که تمامش بی اساس است
مگر بار ها بهت ثابت نکرده مگر بارها با فکر کردن به او ارام نشدی
مگر پس از هر اشتباهی راهی برای جبرانش جلوی پاهایت قرار نداده است  
پس نترس تو خدایت را داری تو هنوز هم بنده ی او به حساب میایی هنوز هم تورا دوست دارد هنوزم هوایت را دارد 
هنوز هم تو بنده ی خاص خدایی
و به عزیزی خدا عزیز خواهی شد ...._
ارام گرفتم باز به اسمان چشم دوختم 
حق با اوست خدایا ممنون از بودنت 
خدایا شکرت برای تمام اتفاق هایی در زندگیم افتاد
تو هنوزم تکیه گاه محکم زندگیه منی ....





[ شنبه 22 فروردین 1394 ] [ 10:21 ق.ظ ] [ رها ]

نزار فراموشت کنم

من و تو میدونیم این کوچه بن بسته ....

چشمات داره از یادم میره 

تو سینه جاشو غصه میگیره... :((((((((((((((((


[ یکشنبه 10 اسفند 1393 ] [ 12:03 ب.ظ ] [ رها ]

اهنگ ^_____^

مــــن ارامــش زندگیمـو به چشـــــــــــمات مدیونـــــــم..





تو میگفتی به خاطر من حـــــــــــتی میگذری از همه دنیات

 من میمردم وقتی فکر میکردم حتی یه روز نباشــــــــــــــــم توو رویات






چشـــم انتظار من نباش سفر تمومی نداره

عمر خوشیه من و تو دیــــــگه دوومی نداره

تورو خدا با گریه هات دیگه پشیمونم نکــــــن میون اغوش خودت دوباره پنهونم نکن ....





تو خیـــال کردی بری دلم برات تنگ میشه

نمیدونستی دلم به ســــــختیه سنگ میشه

فکر نکردی میتونم تورو فرامـــــوش کنم

مث بادی بوزم شعلتو خامــــــــوش کنم ....


[ دوشنبه 13 بهمن 1393 ] [ 11:39 ق.ظ ] [ رها ]

دانشگاه خر است :|

سلام امروز انتخاب واحد داشتم :|
یعنی اینقدر حرص خوردم که حد نداره :|
همه ی ظرفیتا پر شده بود :| و من مونده بودم پبکار کنم
یه ساعت وایسادیم تا باز ظرفیت دادن
اخرشم یه ساعتای مسخرور خالی کردن واسمون :| ساعت 6 عصر تا 8 شب اصن نمیدونم په جوری برگردم خونه :|
فکر کنم تا برسم ساعت  شبه :|
و در اخر به بدبختی 14 واحد برداشتم
اینم از امروز من :|


[ پنجشنبه 9 بهمن 1393 ] [ 01:44 ب.ظ ] [ رها ]

رفتم

رفتم مــــــــرا ببــــــخش مگـــــــو او وفا نـــــــداشت ...

راهـی به جـز گریز برایم نمـــــانده بود

من عــــــــــــاشـــــــــق تو بـودم

اما تو عشــــــــــــقم را بـــــــــــاور نکردی



[ چهارشنبه 8 بهمن 1393 ] [ 11:38 ب.ظ ] [ رها ]

هوایم را داشته باش

هوایـــم را داشته بــــــاش

مـــــن خودم را به بــــاد داده ام بـــــــــــرای تـــــــــــو !

تمـــــــــــام پل های پشــــــــــــت ســـــــرم را خـــــــراب کـــــــرده ام..

وتمام راه هـــــــــایی را که مــــــــرا به گذشته ی بی تــــــــــــــــــــــــــو میبرد

نه قصــــــــــد برگشـت دارم

نـــــــــــــــه میتوانم به جایی بازگـــــــردم که آنجا نبــــــــــوده ای !



[ سه شنبه 7 بهمن 1393 ] [ 12:52 ب.ظ ] [ رها ]

فقط حرف..

دلم میخواد کلی بنویسم از همه چی از همه جا ..... چی شد رسیدیم به اینجا ...چرا واقعا

دلتنگم .. دلتنگی که هیچ وقت رفع نمیشه ....

چقدر عوض شد همه چی .... چقدر نا خواسته بود .... و چه زود تموم شد خب حرف بسه ...

**********************************************************

دستای تو حـــــــق مـــــنــه .. حق مــــــــــــــنو کـــف دســتم بزار..


[ دوشنبه 6 بهمن 1393 ] [ 09:13 ب.ظ ] [ رها ]

من اومدم

سلام به همگی بعد از مدت طولانی اومدم....
یه شخصی ازم خواسته بود که اینجارو یادم نره
تقریبا سه سال گذشت از اخرین باری ک اومدم
نمیدونم اون شخص کیه اما با اون cm که واسم گذاشته بود  بهم نا خود اگاه ارامش داد.....
عجیبه نه؟؟
اگه بازم اومدی به وبلاگم واسم cm بذار منتظرم ..
.
ممنون از همه ...که فراموشم نکردن



[ دوشنبه 6 بهمن 1393 ] [ 12:50 ب.ظ ] [ رها ]

‏!

سلام به همه دوستای گلم ببخشید من دوست دارم بیام بهتون سر بزنم ولی وضع اینترنتم خرابه معذرت میخوام میام سر میزنم ولی سخته به روز کنم دوستون دارم تا بعد بای
گاهی وقتا باید گفت من چشم میگذارم تو فقط گم شو ...

[ دوشنبه 23 مرداد 1391 ] [ 02:35 ق.ظ ] [ رها ]

......

وقتی دلتنگ شدی به یاد بیار کسی رو که خیلی دوست داره.
وقتی ناامید شدی به یاد بیار کسی رو که تنها امیدش تویی
 وقتی پر از سکوت شدی به یاد بیار کسی رو که به صدات محتاجه
 وقتی دلت خواست از غصه بشکنه به یاد بیار کسی رو که توی دلت یه کلبه ساخته.
 وقتی چشمات تهی از تصویرم شد به یاد بیار کسی رو که حتی توی عکسش بهت لبخند میزنه.
 وقتی به انگشتات نگاه کردی به یاد بیار کسی رو که دستای ظریفش لای انگشتات گم میشد
 وقتی شونه هات خسته شد به یاد بیار کسی رو که هق هق گریش اونها رو می لرزوند


[ یکشنبه 15 مرداد 1391 ] [ 03:43 ب.ظ ] [ رها ]

من اومدم ..........

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

من اومدم با یه عالمه دل تنگی دلم واسه همتون یه ذره شده

ممنون از کسایی که تنهام نذاشتن



[ یکشنبه 15 مرداد 1391 ] [ 03:29 ب.ظ ] [ رها ]

تو میپرسی . . .

میپرسند حال و احوالت چطور است

میگویم روزگارم عالی است برای

سوختن

برای نابودی  . . . .



[ چهارشنبه 10 اسفند 1390 ] [ 09:04 ب.ظ ] [ رها ]

عاشق. . .

عاشق میگوید

مهم نیست معشوق کجا و چه هنگام به

سراغم می اید

مهم این است که وقتی می اید

من انجا باشم . . .



[ دوشنبه 1 اسفند 1390 ] [ 09:21 ب.ظ ] [ رها ]

vaghean khodafez

(..')/ ('..)
.\/. = .\█/.
_| |_ _| |_


═╬
═╬
╬═
═╬
╬═
═╬
╬═
═╬

salam delam nayomad bi khoda fezi beram

delam vasatoon tang mishe ye shomare mizaram vasatoon albate toye

 edame matlab va ramz daram hast taghriban be hamey kasai ke too

linkaman

 midam ramzeshi age nadam mitonin az dokhtari az jense shab begirid

too linkam hast

dosetoon daram ta bad bye


"ادامه مطلب
[ پنجشنبه 29 دی 1390 ] [ 01:30 ب.ظ ] [ رها ]

happy BIRTHDAY my B.F.F

 

تولد تولد تولدت مبارک

File:Birthday candles.jpg

زندگیت را با لبخند هایت نگاه کن نه با اشکهایت

سالهای عمرت با با دوستانت بشمار نه با  تعداد شمع های روی کیک تولدت

 

تو هیچی کم نداری؛
برای همه چیز من بودن
تولدت مبارک

 

 

سلامتی رفیقایی که از پله نامردی رد نمیشن ولی تو دریای مردونگی غرق میشن

تولد جاودانه ترین اختر تابناک آسمان رفاقت مبارک

 

 

'happy-birthday-85.gif

لحظه های هستی من از تو پر شده ست
در تمام روز
در تمام شب
در تمام هفته
…در تمام ماه
در فضای خانه .. کوچه .. راه
در هوا .. زمین .. درخت .. سبزه .. آب
در خطوط در هم کتاب
در دیار نیلگون خواب

خوب خوب نازنین من
.
.
.
تولدت مبارک

'happy-birthday-82.gif

عزیز دلم تولدت را تبریک می گویم و دعاگویم مزرعه ی زندگی ات همواره پر از محصول موفقیت و بردباری باشد.

'happy-birthday-83.gif

تولدت مبارک



[ شنبه 24 دی 1390 ] [ 06:51 ب.ظ ] [ رها ]

BYE BYE

SALAM

ba arze sharmanedigiye faravan bayad begam  KE . . . .ta

chand vaght Dg

 nemitonam up konam chon aslan dastresi be internet nadaram

delam vasatoo Tang mishe

tanham nazarin chon be zoodi bar migardam

movazebe khodetoon bashin

 in upamo taghdim mikonam be hamastoon

hamatono dost daram boooooooooooooooooooos

خدایا به خاطر تمام چیزهایی که دادی

ندادی

دادی و پس گرفتی

ندادی بعدا دادی

ندادی بعدا می خوای بدی

دادی بعدا می خوای پس بگیری

داده بودی و پس گرفته بودی

اگه بدی پس می گیری

پس گرفتی بعدا می خوای بدی

نداده بودی فکر می کردم دادی و پس گرفتی

خلاصه خدا جون سرتو درد نمیارم به خاطر همه چیز شکر!!!

BEY



[ پنجشنبه 22 دی 1390 ] [ 11:43 ب.ظ ] [ رها ]

یکی را دوست دارم . . .

یکی را دوست میدارم . . .

یکی را دوست میدارم ولی او باور ندارد؛

یکی را دوست میدارم همان کسی که شب و روز به یادش هستم

و لحظات سرد زندگی را با گرمای عشق او میگذرانم...

کسی را دوست میدارم که میدانم هیچگاه به او نخواهم رسید و هیچگاه نمیتوانم

دستانش را بفشارم...

 

یکی را دوست میدارم ، بیشتر از هر کسی ، همان کسی که مرا اسیر قلبش کرد!

یکی را دوست میدارم ، که میدانم او دیگر برایم یکی نیست ،

او برایم یک دنیاست! یکی را برای همیشه دوست میدارم ،

کسی که هرگز باور نکرد عشق مرا  کسی که هرگز اشکهایم را ندید و ندید

که چگونه از غم دوری و دلتنگی اش پریشانم./

یکی را تا ابد دوست میدارم ، کسی که هیچگاه درد دلم را نفهمید

و ندانست که او در این دنیا تنها کسی است که در قلبم نشسته است !

 

یکی را در قلب خویش عاشقانه دوست میدارم ،

کسی که نگاه عاشقانه مرا ندید و لحظه ای که به او لبخند زدم

نگاهش به سوی دیگری بود.

 

آری یکی را از ته دل صادقانه دوست میدارم ، کسی که لحظه ای به پشت سرش نگاه

نکرد که من چگونه عاشقانه به دنبال او میروم

کسی را دوست میدارم که برای من بهترین است ، از بی وفایی هایش که بگذرم

برای من عزیزترین است...

یکی را دوست میدارم ولی او هرگز این دوست داشتن را باور نکرد،

نمیداند که چقدر دوستش دارم ، نمی فهمد که او تمام زندگی ام است،

یکی را با همین قلب شکسته ام ، با تمام احساساتم ، بی بهانه دوست میدارم،

کسی که با وجود اینکه قلبم را شکست اما هنوز هم در این قلب شکسته ام جا دارد؛

یکی را بیشتر از همه کس دوست میدارم ، کسی که حتی مرا کمتر از هر کسی نیز

                                      دوست نمیدارد؛

یکی را دوست میدارم...

با اینکه این دوست داشتن دیوانگیست اما...

              من دیوانه تنها او را دوست میدارم



[ سه شنبه 20 دی 1390 ] [ 08:06 ب.ظ ] [ رها ]

شما

نه عزیز دل من

قرار نیست اتفاق خاصی بیفتد !

فقط من و تو از این به بعد

همدیگر را "شما "

خطاب خواهیم کرد . . .



[ دوشنبه 19 دی 1390 ] [ 06:38 ب.ظ ] [ رها ]

تو . . .

سطر هایی که مینویسم مخلوق ذهن خودم هستند  . .

چند وقت پیش امدند ,ساده و بی تکلف . .

درست مثل تو وارد دنیای من شدند

انقدر واژه ها را مزه مزه میکنم که تمام وجودم

طعمشان را به خود میگیرند

آنقدر مرورت میکنم هر روز و هر لحظه  . .  .

کوه در شانه هایت خلاصه میشود . . .

خورشید در عمق نگاهت

امید در روزگار چشم هایت . . .

و صبر . . . در تو

و بیقراری  . . . در من

دوستت دارم مفهوم خوشایندی است . . .



[ یکشنبه 18 دی 1390 ] [ 09:15 ب.ظ ] [ رها ]

من خورشید را میخواهم

در را باز میکنیم  . . .

یک عالمه شب میخورد توی صورتمان !

میگویم شمع را روشن کنم یا لامپ را

میگویی خورشید لطفا  . . .




[ یکشنبه 18 دی 1390 ] [ 09:08 ب.ظ ] [ رها ]

من تو را میخواهم

از ماضی مضارع ها
خسته شده ام
دلم حال ساده ی
با تو بودن را میخواهد

 


[ شنبه 17 دی 1390 ] [ 09:28 ب.ظ ] [ رها ]

کودکی ها

کودکیهایم اتاقی ساده بود

قصه ای,دور اجاقی ساده بود

شب که می شد نقشها جان گرفت

روی سقف ما که طاقی ساده بود

می شدم پروانه,خوابم میپرید

خوابهایم اتفاقی ساده بود

زندگی دستی پر از پوچی نبود

بازی ما جفت و طاقی تازه بود

قهر میکردیم  به  شوق آشتی

عشقهایم اشتیاقی ساده  بود

ساده بودن عادتی مشکل نبود

سختی نان بود و باقی ساده بود



[ جمعه 16 دی 1390 ] [ 07:41 ب.ظ ] [ رها ]

کاش ما هم چوبی بودیم

در روز هایی که دلم شکسته بود
 یاد حرف های پدر ژپتو به پینکیو افتادم

که میگفت:
پینکویو چوبی بمان ادم ها سنگیند دنیایشان قشنگ نیست  . . . .


[ پنجشنبه 15 دی 1390 ] [ 07:31 ب.ظ ] [ رها ]

من اومدم

سلام به همه دوستای عزیزم
اره اره میدونم خیلی دیر اومدم ببخشید

اقا ببخشید دیگه چرا اینجوری نگام میکنین
قول میدم دیگه اینجوری بی خبر نرم
ممنون از عزیزایی که تنهام نذاشتن و بهم سر زدن و معذرت میخوام از کسایی که دیر سر زدم بهشون
یه مطلب میزارم امیدوارم خوشتون بیاد


چند روزی است دلم برات بهانه میگرد . .
نمیتوانم ارامش کنم . . .
هنوز هم امید به خوب شدنت دارد
هنوز هم برای وجودت میتپد . . .
نمیدانم چگونه ارامش کنم
میترسم نتوانم هیچگاه این موضوع را برایش تمام شده اعلام کنم
آخه من چگونه به او بگوییم که دیگر تو را ندارم . . .



[ پنجشنبه 15 دی 1390 ] [ 06:50 ب.ظ ] [ رها ]

فراموشی

گفتم فراموشت کنم
دیدم نمیشه . . .
خواستم از یادم بری
واسه همیشه
موندی و جات کهنه تر شد
زخم دلم هر بار تازه تر شد
فریاد میزنم یادت فراموش
فردا دیدمت
اینهم مثل هر روز
حرفهای دیروز شدن فراموش .. .              








[ دوشنبه 7 آذر 1390 ] [ 08:24 ب.ظ ] [ رها ]

موهای سپیدم

چه کسی خواهد داد خبر مردنم را به تو . . . ؟
گاه می اندیشم خبر مردنم را چه کس به تو خواهد گفت . . .؟
ان زمان که خبر مرگ مرا میشنوی
روی خندان تورا کاش میدیدم  . . .
و تکان دادن سر که مهم نیست
و تکان دادن دست
چه کسی باور خواهد کرد جنگل جان مرا عشق تو خاکستر کرد . . .!


[ یکشنبه 29 آبان 1390 ] [ 09:56 ب.ظ ] [ رها ]